"بسمه تعالی"


قابل توجه همراهان همیشگی
خیریه سفره سخاوت

 

با استمداد از خدای منان و عنایات ائمه طاهرین علیهم السلام با توجه به اهمیت استفاده بهینه از اعانات شما نیکوکاران محترم و با بهره گیری از تجارب سیزده ساله در حمایت از ایتام و کودکان بی سرپرست، برنامه مؤسسه خیریه سفره سخاوت از ابتدای سال ۱۳۹۷ از حمایت فرزندان در شبه خانواده (مراکز نگهداری شبانه روزی)، به حمایت از ایشان در خانواده ها تغییر می یابد.

انشاءالله با اجرای این تغییر راهبردی، امکان گسترش این خدمات در سطحی وسیعتر و در قالبی موثرتر فراهم خواهد شد.

در این برنامه، فرزندان و خانواده های ایشان(و یا خانواده های امین موقت) با دریافت بسته های حمایتی مؤسسه، علاوه بر برخورداری از کمکهای مادی، تحت پوشش برنامه توانمندسازی خیریه قرار خواهند گرفت.

به ویژه اینکه این برنامه در بستر خانواده اجرا شده و از ظرفیت کانون گرم خانواده در رشد فرزندان غفلت نخواهد شد.

با توجه به اینکه توفیق خدمت مؤسسه همیشه مرهون پشتیبانی های مادی و معنوی شما خیرین عزیز بوده است، امید می رود از این پس نیز بیش از گذشته، شرایط انجام وظیفه باحمایتهای بی دریغ و خالصانه شما بزرگواران فراهم آید.

 

باسپاس ازهمراهی شما عزیزان

هاشم مهذب رحیم زاده
ریئس هیئت مدیره خیریه سفره سخاوت

سه شنبه, 04 ارديبهشت 1397
Beh Pardakht Bank Mellat
کمک های نقدی (تومان):

روز پرستار

ولادت حضرت زینب و روز پرستار مبارک

مشاهده

بازدید در روز عید سعیدقربان

دیدار حجت الاسلام حاج آقای ضرابی و اعضای هیئت مدیرهد

مشاهده

آموزش عزت نفس

عزت نفس - بخش دهم

مشاهده

آغاز امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه

سیرى کوتاه در زندگى نامه حضرت‌

معتمد عباسى، امام حسن عسکرى(علیه السلام) را در هشتم ربیع الاول سال 260 ه. ق، به شهادت رساند و امامت مهدى موعود که رهبرى و ولایتش را پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) و معصومین پس از ایشان وعده داده بودند، آغاز شد. امامت حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه شریف) در شرایطى روى داد که امام یازدهم نیز مانند دیگر ائمه، زمینه ولایت را براى فرزند خود آماده کرده بود. شب پیش از شهادت، ایشان به‌دور از چشم مأموران خلیفه، نامه‌هاى بسیارى درباره این مسأله مهم به شهرهاى گوناگون فرستاد. حکومت عباسى از مدت‌ها پیش، بر اساس سخن رسول خدا(صلی الله علیه واله) و امامان معصوم(علیه السلام) مبنى بر این‌که مهدى فرزند امام حسن عسکرى(علیه السلام) است، امام یازدهم شیعیان را زیر نظر داشتند و مراقب بودند فرزندى از ایشان باقى نماند. با تولد حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه شریف) در 15 شعبان سال 255 ه ق در سامرا، امام حسن عسکرى(علیه السلام) با پنهان نگاه داشتن خبر ولادت فرزند خویش، این نقشه را باطل کرد. پس از شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام)، خبر شهادت ایشان در سراسر سامرا پیچید و مردم در سوگ آن امام همام، عزادارى کردند و حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه شریف) بر پیکر مطهر پدر بزرگوارشان نماز خواندند. پس از شهادت امام، حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه شریف) که در آن زمان 5 سال داشتند، به امامت رسید و کم‌کم خبر وجود فرزندى از سلاله پاک امامت پخش شد که تلاش خلیفه عباسى براى یافتن ایشان‌ بى‌فایده بود. امامت حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه شریف) در این دوران را غیبت صغرا مى‌خواندند. این غیبت از زمان شهادت پدر بزرگوارشان در سال 260 ه ق، شروع و تا سال 329 ه ق به طول انجامید. چهار نایب خاص، امر وساطت میان امام(عجل الله تعالی فرجه شریف) و شیعیان را به‌عهده داشتند و احکام دین را از ایشان دریافت و در اختیار شیعیان قرار مى‌دادند. این چهار نفر، عثمان‌بن سعید، محمد‌بن عثمان، حسین‌بن روح و على‌بن محمد سمرى بودند. این غیبت، 69 سال به طول انجامید. پس از غیبت صغرا، غیبت کبرا آغاز شد. از امامت ایشان تاکنون 1179سال مى‌گذرد. جهان در دو مرحله غیبت امام خود، در انتظار عدالت علوى است‌.

* برکات مهدوى‌

یکى از سؤالات درباره مباحث مهدویت این است که چگونه مى‌توان از فیوضات امام غایب بهره مند شد؟ امامى که در پس پرده غیبت است، مى‌تواند در حیات بشرى اثرى داشته باشد؟ جابر‌بن عبد الله انصارى با شنیدن خبر غیبت حضرت مهدى(علیه السلام) از نبى اکرم(صلی الله علیه واله) پرسید: «فَهَل یقَعُ لِشِیعَتِهِ الإِنتفاعُ فِى غَیبَتِهِ؟؛ آیا در غیبت حضرت، شیعیانش بهره و فایده‌اى از او خواهند برد؟» حضرت رسول فرمودند: «اِى و الَّذِى بَعَثَنِى بِالنُّبُوَّه إِنَّهُم ینتَفِعُونَ بِهِ وَ یستَضِیئُونَ بِنُورِهِ کانتِفاعِ النّاسِ بِالشّمسِ و إِن جَلَّلَها السِّحَابٌ؛ بله، قسم به کسى‌که مرا به نبوت برانگیخت، همانا شیعیانش از او بهره مند مى‌شوند و به نور او روشنى مى‌یابند؛ همانند بهره مندى مردم از خورشید، آن گاه که ابر آن‌را پوشانده باشد.» از آن‌جاى که مشیت خداوند بر این تعلق گرفته است که نظام هستى، نظام اسباب و مسبّبات باشد؛ براى فیض وجود و دیگر فیوضات به‌واسطه‌اى نیاز بود که از طرفى بتواند با عالم ماده مرتبط باشد و در قالب انسان مادى تجلى یابد و از سوى دیگر، نزدیک‌ترین و مقرب‌ترین موجود در عالم هستى به خالق متعال باشد. به‌همین‌دلیل است اولین چیزى که به‌وسیله آفریدگار هستى خلق شد، انوار طیبه ائمّه معصومین(علیه السلام) بود و به‌واسطه آنان، فیض وجود به دیگر موجودات افاضه شد.

امام عصر(علیه السلام)، واسطه فیض بین خالق و مخلوق است و نور وجود، علم و هدایت به‌واسطه او به مخلوقات مى رسد. آن‌حضرت به‌عنوان یکى از معصومین(علیه السلام)، هدف نهایى آفرینش انسان و جهان است و مخلوقات همان‌گونه که در پیدایش خود نیازمند هدف نهایى هستند، در تداوم، استمرار و بقاى خلقت نیز به آن نیازمندند. بنابراین، موجودات عالم، هم اصل وجودشان به‌واسطه امام است و هم نعمت‌هایى را که در طول حیات خود دارند، به‌واسطه وجود بابرکت امام است. «بِبَقَائِهِ بَقِیتِ الدُّنیا و بِیمِینِهِ رُزِقَ الوَرى؛ دنیا به‌واسطه‌ى بقاى او باقى است و مخلوقات به برکت او روزى داده مى‌شوند.

* خانواده مهدوى‌

یکى از جذاب‌ترین مباحث مربوط به خانواده و مهدویت، آشنایى با معارف مشترک قرآنى بین خانواده و مبحث مهدویت است. در این باره، سوره نور، در ابتدا با ظرافت و زیبایى خاصى به مباحث خانواده اشاره کرده و در پایان به بحث منجى و تشکیل حکومت مهدوى پرداخته است.

با دقت در مضامین این سوره درمى یابیم بیشترین حجم آیات آن به آسیب‌شناسى خانه و خانواده و راهکارهاى حقوقى و اخلاقى انسجام بخشى و حفظ نظام خانواده مربوط است. البته نکته بسیار مهم این است که خداوند پس از تبیین احکام خانواده، به طرح «مسأله مهدویت» مى‌پردازد و مى‌فرماید: «وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُم فِى الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِى ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیبَدِّلَّنهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِى لَا یشْرِکونَ‌بى‌شَیئًا وَمَن کفَرَ بَعْدَ ذَلِک فَأُوْلَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ؛ خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین، جانشین خود قرار دهد؛ همان‌گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین خود قرار داد و آن دینى را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید، آنانند که نافرمانند.

امتزاج و تربیت مباحث خانواده و طرح آیه مهدویت در این سوره، بیانگر ارتباط تنگاتنگ فرهنگ انتظار و مهدویت با اصالت خانوادگى و استحکام بیان خانواده و توجه به «بیت» است. انسان‌هاى صالح و تربیت یافته در خانواده‌هاى اصیل، شایستگى پذیرش ولایت و امامت پیشواى آسمانى‌اى چون حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه شریف) را دارند. به‌همین‌دلیل، در نظام سیاسى و فرهنگ علوى، یکى از ملاک‌هاى گزینش افراد شایسته، تربیت یافتن و برخاستن آنان از «بیوت صالحه» است. چنان‌که حضرت على(علیه السلام) در نامه‌اى به مالک اشتر فرمود: «ثُمُّ الصَق بِذَوِى المُرُؤاتِ و الأحسابِ و أهل البیوتاتِ الصّالِحَه و السَّوابق الحَسَنةِ...؛ در انتخاب کارگزاران خود با آنان که خانواده دارترند و شخصیت حساب شده دارند و از خاندانى پارسا و صالح و با سوابقى درخشانند، ارتباطى نزدیک تر برقرار کن و آنان را برگزین». به عبارتى مى‌توان نتیجه گرفت که اصالت‌هاى خانوادگى و رعایت احکام خانواده، چون ازدواج، کنترل چشم، روابط سالم خانوادگى، حیا و عفت، زمینه تحقق وعده الهى و تشکیل حکومت جهانى آخرین ذخیره الهى را فراهم مى‌کند و کسانى‌که لیاقت و توانایى پاک زیستى و اداره یک خانواده را داشته باشند، لیاقت مشارکت در اداره جهانى پاک و عارى از هر نوع ستم و تباهى را نیز خواهند داشت.

* سیره حکومتى مهدوى‌

ظهور حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه شریف)، شکوفاترین فصل تاریخ انسانیت است؛ دورانى که وعده‌هاى خداوند درباره خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان و وارثت صالحان تحقق مى‌یابد و جهان با قدرت الهى آخرین پرچمدار عدالت و توحید، صحنه شکوه مندترین جلوه‌هاى عبادت پروردگار مى‌شود. در احادیث گوناگون، گوشه هایى از عظمت آن دوران به تصویر کشیده شده است.

پس از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) گروهى بر ضد حضرت وارد جنگ مى‌شوند و مى‌کوشند از تشکیل حکومت عدل الهى بر روى زمین که وعده آن، از سوى انبیا و امامان(علیه السلام) داده شده است جلوگیرى کنند. امام(علیه السلام) ابتدا آنان را به راه حق دعوت مى‌کند و اگر قبول نکردند، با آنان وارد کارزار مى‌شود و هرگونه فساد و کژى را نابودکند.

امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه «وَ قاتِلُوهُمْ حتى لا تَکونَ فِتْنَهٌ وَ یکونَ الدِّینُ کلُّهُ لِلّهِ». (انفال:39) مى‌فرماید: «تأویل این آیه هنوز نیامده است. پس زمانى که تأویل آن فرا رسد، مشرکان کشته مى‌شوند، مگر موحّد شوند و شرکى باقى نماند.

در حدیث دیگرى مى‌فرماید: «با مشرکان جنگ مى‌کنند تا این‌که موحّد شوند و شریکى براى خدا قرار ندهند. چنان (امنیتى حاصل) مى‌شود که پیرزن کهنسال، از مشرق به مغرب مى‌رود، بدون آن‌که کسى جلوى او را بگیرد.

امام صادق(علیه السلام) نیز مى‌فرماید: «إِذا قامَ الْقائِمُ لایبْقى أَرْضٌ إِلّا نُودِى فِیهَا شَهادَةَ أَنْ لاإِلهَ إِلَّا اللهَ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ؛ زمانى که قائم(عجل الله تعالی فرجه شریف) قیام کند، هیچ سرزمینى نمى‌ماند، مگر این‌که نداى شهادتین لا إله إلّا الله و محمّد رسول الله در آن طنین اندازد.

* احیاى قرآن‌

قرآن، محور حرکت جنبش جهانى امام مهدى(علیه السلام) است و آن‌حضرت با آموزش قرآن، آن‌را سرمشق زندگى انسان‌ها قرار خواهند داد. حضرت على(علیه السلام) در این باره مى‌فرماید: «کأَنّى أنْظُرُ اِلى شِیعَتُنَا بِمَسْجِدَ الْکوفَةِ وَ قَدْ ضَرَبُوا اَلْفساطِیطِ یعَلِّمُونَ النَ‌اسَ اَلْقُرآنَ کمَا اُنْزِلَ؛ گویا شیعیان ما اهل بیت(علیه السلام) را مى‌بینم که در مسجد کوفه گرد آمده‌اند و خیمه‌هایى برافراشته‌اند و در آن‌ها قرآن‌را آن چنان‌که نازل شده است، به مردم یاددهند».

حضرت على(علیه السلام) درباره بیان احوال زمان ظهور امام مهدى(علیه السلام) مى‌فرماید: «(امام مهدى) هواى نفس را به هدایت و رستگارى برمى گرداند، زمانى که مردم هدایت را به هواى نفس تبدیل کرده باشند و رأى را به قرآن برمى گردانند، زمانى که مردم قرآن‌را به رأى و اندیشه بدل کرده باشند».

* گسترش عدالت‌

مهم‌ترین شاخص قیام امام مهدى(علیه السلام)، ریشه کن ساختن ستم و فراگیر کردن عدل و قسط در سراسر گیتى است، به گونه‌اى که مى‌توان ادعا کرد، جمله «یمْلَأُ الْأَرْضَ‌ قِسْطاً وَ عَدْلاً کم؟ا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» که در بیشتر احادیث ذکر شده، تواتر لفظى دارد.

پیامبر(صلی الله علیه واله) مى‌فرماید: «قیامت بر پا نمى‌شود، مگر این‌که مردى از اهل بیت من که اسمش شبیه اسم من است، حاکم شود و زمین را پر از عدل و قسط کند، همان‌گونه که پر از ظلم و جور شده بود.

* گرایش مجدد به اسلام‌

با درگذشت پیامبر اسلام(صلی الله علیه واله)، خلفا کوشیدند از روشن شدن جایگاه اهل بیت(علیه السلام) در مقام مفسران دین اسلام که هدایت جامعه را عهده دار بوده‌اند، جلوگیرى کنند که این امر سبب شد گمراهى‌ها در میان مسلمانان گسترش یابد و برخى عناصر یهودى و مسیحى، با کمک دستگاه خلافت، اسلام را مطابق سلیقه شان و مناسب با منافع حاکمان، توجیه و تفسیر کنند و مردم، از اهل بیت(علیه السلام) جدا کنند. افرادى مانند تمیم دارى، وهب‌بن منبه، کعب الاحبار، ابوهریره، عروه‌بن زبیر و عبدالله‌بن عمر، با تفسیرهایى که بیش تر با هواهاى نفسانى و خواسته‌هاى حاکمان مطابقت داشت، از همان آغاز، موجب بروز برخى انحراف‌ها و ایجاد فرقه‌هاى کلامى در زمان هاى بعد شدند. به‌همین‌دلیل، آن گاه که امام زمان(علیه السلام) قیام مى‌کند، به پیراستن دین اسلام از انحراف‌ها و پیرایه هایى مى‌پردازد که از سوى منحرفان بر دین اسلام تحمیل شده است و مردم را به اسلامى که پیامبر آن‌را ابلاغ کرده بود، دعوت مى‌کنند. امام صادق(علیه السلام) در این باره مى‌فرماید: «زمانى که حضرت قائم(علیه السلام) قیام مى‌کند، مردم را مجدداً به اسلام فرا مى‌خواند و به امرى هدایت مى‌کند که فراموش شد و جمهور از آن منحرف شده‌اند.

* عدالت فرهنگى‌

در نظام حکومتى امام مهدى(علیه السلام)، به‌طور کلى نادانى،بى‌سوادى و کم خردى، ریشه کن مى‌شود و همه انسان ها براساس توانایى خود، از بالاترین حد دانش و معرفت برخوردار مى‌شوند.

در روایتى که از امام باقر(علیه السلام) نقل شده، در زمینه رشد و توسعه خردورزى در زمان امام مهدى(علیه السلام) آمده است: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللهُ یدَهُ عَلى رُؤُسِ الْعِبادِ فَجُمِعَ بها عُقُولُهُمْ وَ کمُلَتْ بِهِ أَخْلَاقُهُمْ؛ هنگامى که قائم ما به پا خیزد، خداوند دستش را بر سر بندگان مى‌گذارد و بدین وسیله عقول آن‌ها افزایش مى‌یابد و خردهاى آن‌ها به کمال مى رسد».

عدالت مهدوى به عدالت اقتصادى یا عدالت قضایى محدود نمى‌شود و شامل حوزه‌هاى فرهنگى، سیاسى، اقتصادى و حقوقى مى‌شود.

* عدالت سیاسى‌

عدالت سیاسى آنگاه محقق مى‌شود که هر شهروندى به اندازه اهلیّت و توان قابلیت خود، از امکانات عمومى جامعه بتواند بهره ببرد. به عبارت دیگر عدالت سیاسى، یعنى بهره‌ورى و مدیریت به اندازه قابلیت و بر اساس اهلیت.

اصلاح ساختار مدیریتى، از مهم‌ترین شاخص‌هاى توسعه جامعه است و مدینه فاضله بدون مدیران فاضل، شعارى بى محتواست. رئیس مدینه فاضله با گماردن افاضل بر پست‌هاى حکومتى و عزل اراذل از مناصب حکومتى، حرکت جامعه به‌سوى سعادت را نهادینه مى‌سازد. عدالت مدیران، آنقدرداراى اهمیت است که نه تنها مدیران‌بى‌عدالت که حتى مدیران سازشکار و اهل تساهلى نیز در ساختار مدیریت حضرت، جایگاهى ندارند. البته اصلاح مدیران و ساختار مدیریتى جامعه، بدون اصلاح بستر و توده‌هاى مردم به توفیق نمى‌رسد؛ چراکه در جامعه ناعادل، زمینه کار براى مدیرعادل مساعد نیست. بر این اساس، یکى از راهکارهاى اصلاح مدیریت جامعه، اصلاح تفکر و فرهنگ افراد جامعه است. به نظر مى‌رسد که از مهم‌ترین سیاست‌هاى حکومت مهدوى، اصلاح فرهنگ عامه و تغییر نگرش و فهم شغلى از سیاست و تبدیل آن به تلقى معرفتى و خدماتى از آن است.

امام مهدى(علیه السلام)، در گام نخست، عدالت را به روح افراد و جان بشر مى‌رساند و هنر اول مهدى(علیه السلام)، «انسان عادل» ساختن است. عدالت جهانى مهدوى، مبتنى بر عدالت انسانى است و عدالت گسترى مهدوى به گونه‌اى است که عدالت حتى بر عاطفه‌ها و روابط حاکم مى‌شود. پس اگر مردم و ساختار جامعه با عدالت خو گرفتند، جامعه به عدالت مى‌رسد. ازاین‌رو امام، فطرت و جان‌ها را معتدل مى‌کند و جان عادل و معتدل، خواهان قانون و دین عادلانه مى‌شود. طبیعى است که در این شرایط، دینى که میزان برخورداریش از اعتدال و عدالت بیشتر است؛ فراگیر مى شود.

* قضاوت مهدوى‌

در زمان حکومت امام مهدى(علیه السلام)، عدالت در مناسبات حقوقى و قضایى حاکم مى‌شود و داورى و قضاوت میان مردم از هرگونه اشتباه،بى‌عدالتى و جانب دارى پیراسته مى‌شود که این امر در عادلانه شدن همه روابط اجتماعى و جلوگیرى از ستم و تجاوز به حقوق دیگران تأثیر مهمى خواهد داشت.

امام صادق(علیه السلام)، شیوه قضاوت امام مهدى(علیه السلام) را به شیوه پیامبرانى چون حضرت داوود(علیه السلام) که قضاوت عادلانه و بدون اشتباه آن‌ها در تاریخ مشهور است تشبیه مى‌کند و مى‌فرماید:

إِذا قامَ قائِم آلِ مُحَمَّدٍ(علیه السلام) حُکمَ بَینَ النّاسِ بِحُکمِ داوُد لایحْتاجُ إِلى بَینَةٍ یلْهِمُهُ اللهُ تَعالى فَیحْکمُ بِعِلْمِهِ وَ یخْبَرُ کلُّ قَوْمٍ بِما اسْتَبْطَنوه زمانى که قائم آل محمد که بر آن‌ها درود باد به پاخیزد، در میان مردم به حکم داوود قضاوت خواهد کرد. او به بینه (شاهد) نیازى نخواهد داشت؛ زیرا خداى تعالى امور را به وى، الهام و او بر پایه دانش خود داورى مى‌کند و هر قومى را به آنچه پنهان کرده‌اند، آگاه مى‌سازد.

امام یارانى را که در بالاترین مراتب پرهیزکارى قرار دارند و در ارتباطى مستقیم، حکم قضایایى را که در آن‌ها دچار تردید شده‌اند، دریافت مى‌کنند.

* اقتصاد مهدوى‌

امام مهدى(علیه السلام) آخرین حاکمى است که بر کره خاکى حکومت خواهد کرد. تأمین عدالت اقتصادى، نقش و جایگاه برجسته‌اى دارد و در روایت‌هاى اسلامى نیز بر این جنبه از عدالت موعود، بسیار تأکید شده است. با استقرار حکومت مهدوى، رفاه اقتصادى همراه با قسط و عدالت بر سراسر جهان حاکم مى‌شود و بشر به آرزوى دیرین خود دست مى‌یابد.

امام محمد باقر(علیه السلام) نیز عدالت اقتصادى دوران ظهور را چنین توصیف مى‌کنند: «فَإِنَّهُ یقْسِمُ بِالسَّوِّیه وَ یعْدِلُ فِى خَلْقِ الرَّحْمنِ، الْبِرّ مِنْهُمْ وَالْفَاجِرِ؛ او مال و ثروت را به مساوات بین مردم تقسیم و در میان آفریدگان خداى رحمان، اعم از نیکان و بدان آن‌ها، عدالت برقرار مى‌کند».

در روایتى دیگر حضرت مى‌فرماید:

او بخشش‌هایش را دو بار در سال بر مردم ارزانى مى‌دارد و در هر ماه دو بار به آن‌ها روزى مى‌دهد. او میان مردم چنان برابرى ایجاد مى‌کند که هیچ نیازمند زکاتى یافت نمى‌شود. صاحبان زکات با زکات‌هاى خود به‌سوى مستمندان از شیعیان او روى مى‌آورند، اما آن‌ها از پذیرش زکات خوددارى مى‌کنند. پس صاحبان زکات، زکاتشان را در همیان‌گذارند و در خانه‌هاى مستمندان مى‌گردانند و به آن‌ها عرضه مى‌کنند، اما آن‌ها مى‌گویند: ما را نیازى به دراهم شما نیست. همه اموال اهل دنیا، چه آن‌ها که از دل زمین به دست مى‌آید و چه آن‌ها که از روى زمین حاصل‌شود نزد او جمع مى‌شود. پس او به مردم مى‌گوید: بیایید به‌سوى آنچه در راه به دست آوردن آن پیوندهاى خویشى را گسستید؛ خون به ناحق ریختید و به محارم دست یازیدید. پس او آنچنان بخششى به مردم ارزانى مى‌کند که پیش از آن هیچ‌کس ارزانى نداشته است..

از پیامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه واله) نقل شده است:

«هنگامى که مهدى ظهور کند، خداوند تعالى‌بى‌نیازى را در دل‌هاى بندگان جایگزین مى‌سازد، تا آن‌جا که وقتى مهدى مى گوید: چه کسى مال و دارایى مى‌خواهد؟ جز یک نفر هیچ‌کس به‌سوى او نمى‌آید. پس او مى‌گوید: هرچه‌خواهى برگیر. آن مرد هم مقدارى مال برگرفته بر دوش خود گذاشته مى‌رود، تا آن‌جا که به دورترین مردم مى‌رسد. در این وقت مى‌گوید: آیا من از این مردم هم بدترم. پس باز مى‌گردد و آن مال را به مهدى برمى گرداند و مى‌گوید: مالت را بگیر نیازى به آن ندارم.

وظایف منتظران مهدوى‌

اول شناخت امام‌

اهمیت شناخت امام زمان(علیه السلام) به گونه‌اى است که در برخى روایات، کسب نکردن معرفت لازم درباره امام، مساوى با کفر وبى‌ایمانى است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) در این زمینه مى‌فرماید: «کسى‌که بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است یا در ادعیه به این مسأله اشاره شده است: «پروردگارا حجت خودت را به من بشناسان؛ چراکه اگر حجتت را به من نشناسانى، من از دین و آیینم گمراه مى‌شوم».

دوم پیروى از نائب امام‌

در دوره غیبت کبرا، فقهاى جامع الشرایط مسؤولیت نمایندگى عام امام را پاسدارى از احکام و مقررات اسلامى برعهده دارند. امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: «صاحب الامر(علیه السلام) غیبتى خواهد داشت، اگر کسى در آن دوره آخرالزمان بخواهد دین‌دار بماند، سخت در مشقت خواهد بود. بنده خالص خدا در آن شرایط باید تقواى الهى پیشه کند و دو دستى به دین خود بچسبد».

در این باره وقتى از حضرت مهدى(علیه السلام) سؤال کردند، در دوران غیبت کبرا که به شما دسترسى نداریم، پاسخ احکام و مسائلى را که با آن‌ها مواجه مى‌شویم، چگونه به دست آوریم؟ حضرت فرمود: «در پیش آمدها و حوادثى که رخ مى‌دهد، به آشنایان با احادیث ما (مجتهدان جامع الشرایط که متخصصان متون دینى و احادیث اهل بیت(علیه السلام) هستند) مراجعه کنید. آن‌ها حجت من براى شما و من حجت خدا بر آنان هستم.

سوم خودسازى‌

بنابراین، یکى از وظایف منتظران، تلاش در راه خودسازى و تهذیب نفس است. بر این اساس، امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم(علیه السلام) باشد، باید در انتظار ظهور آن‌حضرت باشد و در این حال، به پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتار کند».

حتى در توقیعى که امام زمان(علیه السلام) آن‌را براى شیخ مفید نوشته، چنین آمده است که اعمال ناشایست و گناهانى که از شیعیان سر مى‌زند، یکى از عوامل طولانى شدن دوره غیبت و محرومیت آن‌ها از دیدار امام است.

چهارم جامعه‌سازى‌

یکى از شرایط مهم رشد ارزش‌هاى الهى، مبارزه با نارسایى‌هاى اجتماعى از طریق امر به معروف و نهى از منکر است، به گونه‌اى که در روایات اهل بیت(علیه السلام) آمده که تا آمادگى‌هاى لازم فکرى و فرهنگى در جامعه براى پذیرش و یارى امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) پدید نیاید، ظهور حضرت محقق نخواهد شد. از سوى دیگر، آمادگى هاى لازم نیازمند بسترسازى است که افراد به دست آوردن مهارت‌ها و کمالات لازم، در پاک‌سازى فضاى عمومى جامعه بیشتر بکوشند تا شرایط لازم براى ظهور آن‌حضرت فراهم شود.

پنجم دعا براى تعجیل فرج‌

با توجه به نقش و جایگاه مهمى که دعا در تفکر اسلامى دارد، اگر دعا با شرایط لازم انجام گیرد، همچون دیگر علل و عوامل مؤثر در نظام هستى، مى‌تواند امور تکوینى را تغییر دهد. در بخشى از روایات پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) و ائمه اطهار(علیه السلام) سفارش شده است که براى فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه شریف) زیاد دعا کنید.

عزت نفس

آموزش فرزندان-طرح درس هفتم

مشاهده

سوره انسان-آیه 19و20

خادمان بهشتی پذیرای بهشتیانند.

مشاهده

خداوند وعزت نفس

ای صاحب عزت تنها از تو عزت میخواهم

مشاهده
[توقف]
امام رضا (سلام الله علیه) : ما زارَني أحَدٌ مِن أولِيائي عارِفاً بِحَقّي إلّا شُفِّعتُ فيهِ يَومَ القِيامَةِ. هيچ يك از دوستانم مرا با شناختِ حقّم زيارت نمى كند مگر اين كه در روز قيامت شفاعتم از او پذيرفته مى شود. وسائل الشيعة - ج 10 - ص 434. میزان الحکمة : ج5- ص125- ح8175

پیوند های مفید

کلیه حقوق این پایگاه در اختیار خیریه سفره سخاوت می باشد.
زمستان 1393
تماس با ما