"بسمه تعالی"


قابل توجه همراهان همیشگی
خیریه سفره سخاوت

 

با استمداد از خدای منان و عنایات ائمه طاهرین علیهم السلام با توجه به اهمیت استفاده بهینه از اعانات شما نیکوکاران محترم و با بهره گیری از تجارب سیزده ساله در حمایت از ایتام و کودکان بی سرپرست، برنامه مؤسسه خیریه سفره سخاوت از ابتدای سال ۱۳۹۷ از حمایت فرزندان در شبه خانواده (مراکز نگهداری شبانه روزی)، به حمایت از ایشان در خانواده ها تغییر می یابد.

انشاءالله با اجرای این تغییر راهبردی، امکان گسترش این خدمات در سطحی وسیعتر و در قالبی موثرتر فراهم خواهد شد.

در این برنامه، فرزندان و خانواده های ایشان(و یا خانواده های امین موقت) با دریافت بسته های حمایتی مؤسسه، علاوه بر برخورداری از کمکهای مادی، تحت پوشش برنامه توانمندسازی خیریه قرار خواهند گرفت.

به ویژه اینکه این برنامه در بستر خانواده اجرا شده و از ظرفیت کانون گرم خانواده در رشد فرزندان غفلت نخواهد شد.

با توجه به اینکه توفیق خدمت مؤسسه همیشه مرهون پشتیبانی های مادی و معنوی شما خیرین عزیز بوده است، امید می رود از این پس نیز بیش از گذشته، شرایط انجام وظیفه باحمایتهای بی دریغ و خالصانه شما بزرگواران فراهم آید.

 

باسپاس ازهمراهی شما عزیزان

هاشم مهذب رحیم زاده
ریئس هیئت مدیره خیریه سفره سخاوت

سه شنبه, 04 ارديبهشت 1397

طرح درس هفتم

بسم الله الرحمن الرحیم

روایات مربوطه :

1- امام حسین (علیه‌السلام): ذلت و فروتنی در برابر ظلم از ما اهل‌بیت دور است.

2- امام علی (علیه‌السلام) :خداوند ... جهاد را براي عزت بخشیدن به اسلام واجب فرمود. میزان الحکمه/ج8

داستان‌ها

توجه : مربي محترم می‌توانید با روش‌های مختلف نمایشی(خلاق ، صحنه‌ای، عروسكي ، پرده‌خوانی و نیز به همراه نقاشي فرزندان بر اساس برداشتي كه از داستان دارند) اين داستان‌ها را با فرزندان مرور كنيد:

1-        عزت طلبی حضرت عباس علیه‌السلام

یکی از سپاهیان یزید به نام ربیع بن نمیم وقتی شهامت حضرت عباس علیه‌السلام را دید خطاب به لشکریان عمر سعد خطاب کرد: ای لشکر! عباس شیر شیران است. هیچ‌یک از شما به‌تنهایی به جنگ با او نرود که جان سالم به درنخواهد برد. عباس با فریاد « آیا مردی هست؟ » در میان میدان جولان می‌داد. عمر سعد که این صحنه برایش گران تمام‌شده بود دستور داد عباس را سنگ‌باران کنند و از هر سو سنگ به‌جانب آن قهرمان افکندند. عباس چون بزدلی و پستی آنان را مشاهده کرد زره و کلاه‌خود را بیفکند و به سپاه دشمن حمله کرد. ربیع می‌گوید: به خدا می‌دیدم عباس به هر طرف که حمله می‌نمود زیاده از دویست تن از پیش او می‌گریختند و بر روی یکدیگر می‌ریختند. عباس آن‌قدر در میدان تاخت تا در وسط سپاه دشمن واقع‌شده و محاصره گردید. و از کثرت جراحات توانش را از دست داد و به شهادت رسید. عده‌ای از لشکریان عمر سعد بر سر اینکه کدام‌یک عباس را کشته است با یکدیگر به نزاع پرداختند. عمر سعد گفت: این نزاع را رها کنید که در کشتن عباس همگی شرکت داشتید.

توجه : این بحث را با مخاطبین پی‌ریزی کنید که اگر ایشان به‌جای حضرت عباس علیه‌السلام بودند چه می‌کردند؟ آیا از دشمن می‌ترسیدند ؟ آیا با دشمن می‌جنگیدند ؟

2- عزت در اسارت

در جنگی که میان لشکر اسلام و روم صورت گرفت عبدالله ابن خلافه به همراه گروهی دیگر از مسلمانان اسیر شدند و آن‌ها را به نزد قصیر روم بردند. قیصر روم به او گفت: آیین مسیحیت را بپذیر وگرنه تو را در دیگ جوشانی می‌اندازم. عبدالله گفت: مسیحی نمی‌شوم. قیصر دستور داد دیگی آوردند و بر آتش گذاردند و در آن روغن‌زیتون ریختند تا به جوش آمد. و قیصر دستور داد عبدالله رالدر دیگ اندازند. عبدالله در این هنگام گریه کرد. گفتند: او گریه و بی‌تابی می‌کند. قیصر دستور داد او را برگردانید، او را برگرداندند رو به قیصر کرد و گفت: من از اینکه در دیگ می‌افتم گریه نمی‌کنم بلکه به خاطر این گریه می‌کنم که چرا به‌اندازه موهای بدنم جان ندارم تا درراه خدا فدا کنم.

قیصر از این سخن در شگفتی فرورفت و علاقه‌مند شد او را آزاد کند. قیصر گفت: سر مرا ببوس تا تو و هشتاد نفر از مسلمانان اسیر را آزاد کنم. عبدالله که دید آزادی مسلمانان در کار است پیشنهاد سلطان را پذیرفت و با هشتاد نفر از مسلمانان آزاد شد.

3.عزّت یا ذلّت

از قرارگاه دستور دادند تا دو گردان از لشکر محمد رسول الله (صلی‌الله علیه و آله وسلم) به جزیره ی مجنون اعزام شوند. این کار انجام شد، اما آن‌ها وضع بسیار اسف‌باری داشتند. غذا بهشان نمی رسید، نیروها روحیه‌شان را ازدست‌داده بودند، از بالا هم دستور رسیده بود که « فکر برگشت را ازسرتان بیرون کنید، باید آنجا بایستید و تا آخرین فشنگتان بجنگید.» حاج همت تصمیم گرفت که سری به آن‌ها بزند، بسیجی‌ها با دیدن همت خیلی خوشحال شدند و به سمت او آمدند. حاجی پس از خوش‌وبش، خطاب به آن‌ها گفت:« برادرهای رزمنده، بسیجی‌های باایمان، درود بر این چهره‌های غبارگرفته تون، درود به اراده و شرف تون، اینجا سختی داره، زخمی شدن و قطعی دست‌وپا داره، اسیری داره، مفقودالاثر شدن داره، شهادت داره، این‌ها رو همه می دونیم، اما عزیزان، نباید فراموش کنیم که با چه هدفی توی این راه قدم گذاشتیم. ما برای جهاد درراه خدا اینجا هستیم. باید به یکی از این دو تن دهیم، یا اینکه از خودمان ضعف نشون بدیم و پرچم ظلّت و تسلیم به دست بگیریم و کاری کنیم که حرف امام روی زمین بمونه، یا اینکه تاآخرین‌نفس، مردانه بجنگیم و شهید بشیم و باعزت از این امتحان سخت بیرون بیاییم. حالا بسیجی‌ها، به من بگین چه کنیم؟ تسلیم بشیم یا تا آخرین نفس بجنگیم؟ » حرف همت که به اینجا رسید، بسیجی‌ها با گریه فریاد زدند: می‌جنگیم، می‌میریم، سازش نمی‌پذیریم..

امام علی علیه السلام: مَا أَكْثَـرَ اَلْعِبـَرَ وَ أَقَـلَّ اَلاِعْتِبَـارَ چه بسيار است پنـدها و چه اندكاند، پنـد پـذيران. نهج البلاغه/کلمات قصار 297

پیوند های مفید

کلیه حقوق این پایگاه در اختیار خیریه سفره سخاوت می باشد.
زمستان 1393
تماس با ما